بررسی قراردادها و عهدنامه های ایران از سال 1555 الی 1975
*قراردادهای دوران صفوی:
پیمان آماسیه:
پیمان آماسیه بین شاه تهماسب صفوی و سلطان سلیمان اول در سال ۱۵۵۵ میلادی و در شهر آماسیه بسته شد. این پیمان با مشخصکردن مرز ایران و عثمانی، پایانی بر جنگهای درازمدت دو کشور بود. این پیمان ۲۰ سال آرامش را بین دو کشور به ارمغان آورد. این معاهده با اردوکشی مصطفیپاشا به قفقاز (۱۵۷۸) و شروع جنگ چلدر پایان پذیرفت. قرارداد آماسیه اولین پیمان صلحی است که بین دولت ایران و عثمانی پس از جنگهای بیستساله به امضا رسید. بهموجب این قرارداد، ایالتهای آذربایجان، ارمنستان شرقی و گرجستان شرقی در اختیار دولت ایران قرار گرفت و گرجستان غربی، ارمنستان غربی و کشور عراق به دولت عثمانی واگذار شد. در این قرارداد، سلطان عثمانی موافقت کرد که با پیروان مذهب شیعه با مدارا رفتار کند و از زوّار ایرانی که عازم مکه و مدینه هستند، حمایت کند. بهعلاوه، به فرماندهان مرزی نیز تأکید شود تا از صدور هرگونه دستوری که موجب منازعات مرزی شود، خودداری کنند. شاه طهماسب، که پیوسته علاقهمند بود بین دو کشور مسلمان روابط صلحآمیز برقرار باشد، هم در زمان حیات سلطان سلیمان و هم پس از فوت او، قرارداد صلح آماسیه را محترم شمرد و تا آخرین روز حیات خود از هرگونه اقدامی که موجب ایجاد اختلاف بین دو کشور گردد، خودداری کرد. علاقهمندی شاه طهماسب به حفظ صلح باعث شد تا روابط دو کشور ایران و عثمانی، طی ۲۵ سال بدون برخورد نظامی ادامه یابد
عهدنامه فرهاد پاشا:
عهدنامه فرهاد پاشا عهدنامهای میان امپراتوری صفوی و امپراتوری عثمانی بود.این عهدنامه پس از جنگی طولانی میان آنها از ۱۵۷۸ تا ۱۵۹۰ در تاریخ ۲۱ می ۱۵۹۰ منعقد شد. این عهدنامه به عهدنامه فرهاد پاشا یا عهدنامه استانبول (فرهاد پاشا، نام یکی از سرداران حکومت عثمانی بود) معروف است.در این عهدنامه ایران مالکیت عثمانی را به مناطق اشغالی پذیرفت (گرجستان، ارمنستان و محل کنونی جمهوری آذربایجان و بعلاوه بخشهایی از شمال غرب ایران نظیر تبریز). عهدنامه فرهاد پاشا در پی شکست سپاه ایران در نبرد چلدر بسته شد.این جنگ در قفقاز جنوبی رخ داد.در نبرد چلدر، سپاه عثمانی موفق شد که سپاه ایران را در نزدیکی منطقه چلدر (در نزدیکی شهر قارص) شکست دهد و به بیشتر مناطق قفقاز جنوبی دست یابد.پس از چندی، سپاه ایران صفوی شروع به پسگیری مناطق از دست دادهاش کرد.در نتیجه سپاه عثمانی (که بیشتر متشکل از تاتارهای کریمه بود) بار دیگر به سمت ایران حرکت کرد و در سال ۱۵۸۳ در نبردی به نام نبرد مشعلها (که بخاطر اینکه نبرد در شب روی داد در آن از مشعلهای زیادی استفاده کردند و بهمین دلیل بدین نام نامیده شده) سپاه ایران از عثمانی شکست خورد و مناطق قفقاز جنوبی دوباره بدست عثمانی افتاد.در طی ۶ سال پس از این فتح، مهمترین اتفاق، فتح تبریز بدست عثمانیها بود.با توجه به دیگر مشکلات ایران نظیر جنگهای داخلی و جنگ علیه ازبکان، شاه عباس یکم مجبور شد تا عهدنامه را امضا کند. این عهدنامه، موفقیت بزرگی برای امپراتوری عثمانی به حساب میآمد.اما این شرایط خیلی دوام نیاورد و شاه عباس پس از اینکه توانست ازبکها را سرکوب کرده و مشکلات داخلی را حل کند، منتظر فرصتی مناسب میگشت تا زمینهای از دست داده را باز پس بگیرد.این فرصت مناسب هنگامی بدست آمد که حکومت عثمانی مشکلاتی داخلی داشت و شاه عباس اقدام به حمله به سرزمین عثمانی کرد و در نتیجه آن،۲۲ سال پس از قرارداد فرهاد پاشا، عهدنامه نصوح پاشا را به عثمانی تحمیل نمود.
عهدنامه نصوح پاشا:
عهدنامه نصوح پاشا یا عهدنامه دوم استانبول، عهدنامهای بود که میان امپراتوری صفوی و امپراتوری عثمانی پس از جنگ ۱۶۰۳ تا ۱۶۱۲ در تاریخ ۲۰ نوامبر ۱۶۱۲ منعقد شد. شاه عباس یکم که قصد بازگردانی مناطق شمال غربی ایران و قفقاز و به ویژه تبریز که توسط عثمانی در سال ۱۵۹۰ در عهدنامه فرهاد پاشا تصرف شده بود را داشت، منتظر زمانی مناسب برای حمله بود. پس از جلب حمایت تزار روسیه، بوریس گودونف و امپراتور امپراتوری مقدس روم، رودولف دوم با فرستادن و بدل سفرای متعدد، شاه عباس شرایط را مناسب جنگ با عثمانی دید. در سال ۱۶۰۳، سلطان احمد یکم عثمانی به تخت سلطنت صعود کرد و شاه عباس پس از آگاهی از این موضوع، تصمیم به حمله گرفت. در آن هنگام همچنین امپراتوری عثمانی درگیر جنگی هزینهبر با امپراتوری مقدس روم بود. شاه عباس و سردارش اللهوردی خان گرجی در سال ۱۵۹۰ حمله را بصورت غافلگیرانهای برای بازگردانی مناطق از دست رفته آغاز کردند. دولت عثمانی قادر نبود نیروی لازم برای مقابله را تأمین کند بنابراین صدر اعظم نصوح پاشا عثمانی مجبور به امضای پیمان شد. شاه عباس قاسم بیگ سپهسالار مازندران را برای امضای معاهده صلح به استانبول فرستاد. موارد قرارداد: حکومت عثمانی پذیرفت تا سرزمینهای اشغال شده را به ایران بازگرداند. مرز میان دو کشور به همان مرز تعیین شده در پیمان آماسیه (۱۵۵۵) بازگشت. حکومت صفویان پذیرفت تا سالانه ۲۰۰ بار ابریشم (۵۹۰۰۰ کیلوگرم[۱]) را به عنوان خراج به عثمانی بدهد.پس از ۳ سال شاه عباس از انجام این شرط خودداری کرد که این کار آغاز جنگی دیگر و تحمیل شدن پیمان سراب به عثمانیها را به دنبال داشت. مسیر حج برای زائران ایرانی از عراق به سوریه گسترش یافت. پیامدهای قرارداد: این عهدنامه نخستین عهدنامهای بود که در آن امپراتوری عثمانی حاضر به پس دادن زمینهای اشغال کرده شده بود. در واقع این عهدنامه موفقیت بزرگی برای شاه عباس به حساب میآید و شهرت صفویان را گستردهتر کرد. پس از آن در سال ۱۶۱۶ فتح تفلیس و نبرد گوگجه روی میدهد.
عهدنامه سراب:
عهدنامه سراب یا عهدنامه ایروان قرارداد صلحی میان امپراتوری صفوی و امپراتوری عثمانی بود که در پایان سری دوم جنگهای ۱۶۰۳-۱۶۱۸ و در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۶۱۸ در پایان نبرد تبریز به امضا رسید. با به امضا رسیدن عهدنامه نصوح پاشا در سال ۱۶۱۲، عثمانی مجبور شد که مناطق شمال غربی ایران و قفقاز را به ایران پس بدهد.در عوض امپراتوری صفوی پذیرفت که سالانه ۲۰۰ بار ابریشم به عنوان خراج به عثمانی بدهد اما شاه عباس صفوی در سال ۱۶۱۵ از پرداخت این خراج خودداری کرد. پس از این قضیه، عثمانی حملهای را بسمت ایروان ترتیب داد تا مناطقی را که بتازگی آنها را ترک کرده بود، دوباره تصرف کند.اما سرانجام از سپاه ایران شکست خورده و مجبور به پذیرفتن عهدنامه تحمیلی دیگری از سوی ایران شد. موارد عهدنامه: بیشتر موارد این عهدنامه همان موارد توافق شده در عهدنامه نصوح پاشا بود ولی طبق این عهدنامه قرار شد شاه عباس به جای دویست خرمن ابریشم فقط صد خرمن ابریشم به ترکان عثمانی بدهد و آنها هیچگونه ادعایی در مورد قفقاز نداشته باشندبیشتر موارد این عهدنامه همان موارد توافق شده در عهدنامه نصوح پاشا بود ولی طبق این عهدنامه قرار شد شاه عباس به جای دویست خرمن ابریشم فقط صد خرمن ابریشم به ترکان عثمانی بدهد و آنها هیچگونه ادعایی در مورد قفقاز نداشته باشند.
عهد نامه زهاب:
عهدنامه زُهاب یا عهدنامه قصر شیرین توافقی امضا شده میان صفویان ایران و امپراتوری عثمانی در ۱۷ می ۱۶۳۹ میلادی در شهر قصر شیرین میباشد. این پیماننامه در واقع به جنگی که از سال ۱۶۲۳ آغاز شده بود و همچنین به مبارزات ۱۵۰ ساله دو کشور که بیشتر بر سر اختلافات ارضی صورت میگرفت، پایان داد. این پیمان با شرط پیوستن ایروان در قفقاز جنوبی به ایران و پیوستن تمام سرزمینهای میانرودان (دربرگیرنده بغداد) به عثمانی انجام گرفت. با این حال این پیماننامه پایان اختلافات مرزی میان ایران و عثمانی نبود. البته نشانه گذاری دقیق مرزهای این دو کشور در زمان تأسیس جمهوری ترکیه (پس از جنگ جهانی اول و از میان رفتن امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۸) میان سه کشور ایران، ترکیه و عراق صورت گرفت. پس از شاه عباس اول، نوه اش، شاه صفی، به سلطنت رسید. شاه صفی به هنگام نشستن بر تخت پادشاهی هجده سال داشت و همه عمر خود را در حرمخانه شاهی گذرانده بود. وی بسیار درنده خو و بی رحم بود تا جایی که افراد ذکور خاندان سلطنتی را از دم کشت… سلطان مراد چهارم با توجه به شکستی که از شاه عباس برای تصرف مجدد بغداد خورده بود، همچنین با اطلاع از اوضاع بسیار بد دربار و میزان نفرتی که در نتیجه خونریزیهای وحشتناک شاه صفی در دل مردم، به ویژه امرا و لشکریان، به وجود آمده بود، پارهای از ایالات غربی ایران را مورد تجاوز قرار داد. وی در سال ۱۶۳۵ از طریق ارزمروم به ایروان حمله کرد و آنجا را گرفت، در سال ۱۶۳۸ نیز به بغداد حمله کرد و با وجود مقاومت چهل روزه پادگان ایرانی، بغداد را تصرف کرد و دستور داد باقیمانده سپاهیان ایران و مردم غیرنظامی را قتلعام کردند. پس از فتح بغداد توسط ارتش عثمانی، شاه صفی تقاضای صلح کرد که با قبول دولت عثمانی «معاهده زهاب» میان وی و سلطان مراد چهارم در سال ۱۰۴۹ هجری قمری برابر با ۱۶۳۹ میلادی بسته شد. به موجب این قرارداد عراق به عثمانی واگذار شد و از آن تاریخ جز مدت ۳ سال (۱۷۷۶–۱۷۷۹) که صادقخان برادر کریم خان زند بصره را در تصرف داشت، تا جنگ جهانی اول تحت سلطه دولت عثمانی بر عراق ادامه داشت. قرارداد زهاب از یک دیدگاه واجد اهمیت خاص است، زیرا برای اولین بار از حدود مناطق مرزی دو کشور صحبت به میان آمد هرچند مرز دو کشور بهطور دقیق مشخص نشد. معاهده زهاب از زمان بسته شدن تا حدود هشتاد سال، (تا زمان نادرشاه و کریم خان زند)، مورد استناد و پذیرش ایران و عثمانی بودهاست. معاهده زهاب نه در آرشیوهای ایران موجود است و نه در عثمانی. هر کدام از منابع نیز بهطور جداگانه و با تفاوتهای بسیار آن را نقل کردهاند.
معاهده سن پترزبورگ:
معاهده سن پترزبورگ در ۲۱ سپتامبر ۱۷۲۳ برابر با ۳۰ شهریور ماه ۱۱۰۲ خورشیدی میان امپراتوری روسیه و ایران بسته شد و به جنگ بین ایران و روسیه پایان داد. طبق این پیمان ایران مجبور به واگذاری سرزمینهایش در قفقاز شمالی، قفقاز جنوبی و شمال سرزمین امروزی ایران شامل دربند (داغستان)، باکو، اراضی تابع اطراف شیروان و همچنین استانهای گیلان، مازندران و استرآباد گشت. طبق این پیمان معین شد که سربازان روسی به شاه ایران برای برقراری آرامش و صلح داخلی کمک کنند. همانطور که تاریخ کمبریج ایران میگوید: "در ۲۳ سپتامبر ۱۷۲۳، سفیر او در سنت پترزبورگ، اسماعیل بیگ، معاهدهای تحقیرآمیز را امضا کرد و تزار به دوستی با شاه تصریح کرد که در برابر شورشیان به او کمک میکند و شاه را در تسلط و حفظ آسوده تاج و تخت یاری خواهد کرد. در عوض شاه قول داد که بهطور دائم سرزهمینهایی را به روسیه واگذار کند که شامل: … شهرهای دربند، باکو، با همهٔ سرمینهای وابسته به آنها، همچنین استانهای:گیلان، مازندران و استرآباد. بهطوریکه آنها بتوانند نیروهایی که ممکن است تزار برای کمک به شاه علیه شورشیان بفرستد را بدون نیاز به پول برای آن پشتیبانی کنند." نماینده امضاءکننده طرف صفوی اسماعیل بیگ بود،[که توسط خود شاه طهماسب دوم فرستاده شده بود. اما زمانی که در آوریل ۱۷۲۴ این پیمان وارد پایتخت موقت، قزوین شد،طهماسب دوم با شرایط منفی این پیمان موافقت نکرد و در نتیجه توسط او تصویب نشد همانطور که مشخص بود، نیروهای روسی که سرزمینهای ایران را در اشغال داشتند، بسیار کوچک بودند که تهدیدی جدی برای ایران ایجاد کنند.اسماعیل بیگ بلافاصله پس از بازگشت مجبور به فرار از مجازات شد و در تبعید در آستراخان پس از بیست سال درگذشت. همه سرزمینهایی که فتح شده بودند در سالهای ۱۷۳۲ و ۱۷۳۵ و دوران حکومت ملکه آنا به ترتیب، زیر بندهای پیمان رشت و پیمان گنجه به ایران (که در آن زمان به وسیله نادر شاه رهبری میشد) بازگشت داده شدند.
عهد نامه احمد پاشا:
عهدنامه احمد پاشا قراردادی بود که میان امپراتوری صفوی و امپراتوری عثمانی در تاریخ ۱۰ ژانویه ۱۷۳۲ میلادی منعقد شدهاست. زمینه های قرارداد: در قرن هفدهم جنگهای ایران و عثمانی با عهدنامههای سراب و قصرشیرین بپایان رسیده بود.پس از حکومت کوتاهمدت افغانیان هوتکی بر ایران، وضعیت مرزهای ایران مخصوصاً در آذربایجان و قفقاز بسیار نا آرام شده بود.در این مواقع بود که پتر یکم، امپراتور روسیه، شروع به تصرف سرزمینهای ایران در قفقاز شمالی و آذربایجان نمود.عثمانیها هم برای رقابت با روسیه به تصرف شهر تفلیس دست زدند و این باعث آغاز جنگی طولانی میان ایران و عثمانی شد. بین سالهای ۱۷۲۳ تا ۱۷۳۰، عثمانیها توانستند که علاوه بر تفلیس، شهرهای قفقاز جنوبی مثل ایروان و گنجه را به تصرف خود درآورند.در جبهه جنوبی نیز شهرهای ارومیه، کرمانشاه، تبریز و همدان به تصرف عثمانی درآمدند.شاه تهماسب دوم که تازه به حکومت رسیده بود بناچار مجبور به پذیرفتن قرارداد صلح با عثمانی شد و به این طریق جنگ میان دو امپراتوری به مدت کوتاهی متوقف شد. موارد قرارداد: طرف ایرانی این قرارداد محمد رضا قلی و طرف عثمانی آن احمد پاشا عثمانی بود. طبق این عهدنامه: سرزمینهای اشغال شده توسط عثمانی در غرب ایران به ایران بازگردانده شد. عثمانی حکومت بر قفقاز را بدست گرفت. رود ارس به مرز ایران و عثمانی در قفقاز جنوبی تبدیل شد.
عهدنامه رشت:
عهدنامه رشت عهدنامهایست که در ۱۲ بهمن ۱۱۱۰ خورشیدی (برابر با ۲۱ ژانویه ۱۷۳۲ تقویم ژولینی و اول فوریه ۱۷۳۲ تقویم گریگوری) میان ایران و امپراتوری روسیه به امضا رسید و طبق آن قرارداد روسیه متعهد شد که از آن پس بر سرزمینهای ایران در جنوب رود کر ادعای ارضی نداشته باشد. به موجب این پیمان روسیه سرزمینهای گیلان، مازندران، استرآباد را که در زمان پتر اول فتح کرده بود به ایران بازگرداند. دیگر سرزمینهای ایران در شمال رود کر همچون دربند، گنجه و غیره نیز سه سال بعد طی پیمان گنجه به ایران بازگشت داده شدند. همچنین در پیمان گنجه بار دیگر بر مفاد این پیمان تأکید شد. *قراردادهای افشاریان: پیمان گنجه: پیمان گنجه میان امپراتوری روسیه و ایران در ۱۹ اسفند ماه ۱۱۱۳ خورشیدی برابر با ۱۰ مارس ۱۷۳۵ در نزدیکی شهر گنجه بسته شد. این پیمان به شکلگیری اتحادی دفاعی بین ایران و امپراتوری روسیه در برابر امپراتوری عثمانی که به تازگی در جنگ با ایران دچار شکست بود انجامید. در این پیمان دولت روسیه پذیرفت باقی مانده سرزمینهایی که در قفقاز شمالی و قفقاز جنوبی از جمله دربند و باکو که به وسیله پتر یکم در دهه ۱۷۲۰ طی جنگ ایران و روس بدست آورده بود را به ایران بازگرداند. این پیمان همچنین بر مفاد پیمان رشت در سال ۱۷۳۲ که به موجب آن روسیه ادعای ارضی خود نسبت به مناطق جنوب رود کر از جمله گیلان، مازندران و استرآباد را پس گرفت، تأکید نمود. این پیمان منجر به برتری دیپلماتیک روسیه در جنگ با عثمانی و برای نادر، فرمانروای ایران در مرزهای غربی امپراتوری خود یک آسودگی نظامی به وجود آورد.
معاهده استانبول (۱۷۳۶) :
معاهده استانبول پیمانی بود میان دولت افشاریان ایران و دولت عثمانی که در ۲۴ سپتامبر ۱۷۳۶ به امضا رسید. زمینه برای پیمان معاهده احمد پاشا که در سال ۱۷۳۲ میان دو کشور به امضا رسیده بود، مورد اعتراض هر دو دولت بود.نادر شاه افشار پس از اینکه شاه تهماسب دوم پذیرفت که کنترل قفقاز را به عثمانی بدهد، وی را برانداخت و به حکومت رسید و در صدد پس گیری منطقه برآمد. از طرف دیگر سلطان مراد چهارم عثمانی، قصد گرفتن کنترل تبریز را داشت. مدتی پس از معاهده احمد پاشا، نادر شاه افشار لشکرکشی به عراق و قفقاز را آغاز کرد. سپاه ایران افشاری توانست بخشهایی از عراق از جمله کرکوک را تصرف کند و در قفقاز نیز توانست عثمانیان را مجبور به ترک تفلیس و ایروان کند. سرانجام این جنگ منجر به عقد پیمان میان دو طرف گردید. موارد قرارداد صحبتهای اولیه میان این دو فرقه اسلام توسط میرزا محمد (طرف ایرانی) و علی پاشا (طرف عثمانی) در ایران انجام گرفت ولی مرحله دوم آن به استانبول موکول شد. طبق این معاهده: قفقاز به ایران واگذار گردید. دولت عثمانی پذیرفت که زائران ایرانی به سفر حج بروند. دولت عثمانی، نادر شاه افشار را کاملاً به رسمیت شناخت.
عهدنامه گردان:
عهدنامه گردان عهدنامهای میان افشاریان ایران و امپراتوری عثمانی بود که در ۴ سپتامبر ۱۷۴۶ منعقد شد.
زمینه عهدنامه :
در واپسین روزهای امپراتوری صفوی، عثمانیها قادر گشتند که برخی از مناطق غرب و شمال غرب ایران از جمله قفقاز را به تصرف خود درآورند. از طرف دیگر افغانها نیز حملاتی را به سمت مناطق شرقی ایران از جمله خراسان ترتیب میدادند؛ بنابراین شاه صفوی، مجبور به انتصاب نادر شاه افشار به مقام فرماندهی کل قوا شد. ایرانیان تحت فرماندهی نادر شاه افشار توانستند بسیاری از مناطق اشغالی را از سلطه عثمانی درآورند. پس از آنکه نادر شاه توانست پیروزیهای بسیاری کسب کند و بیگانگان را از خاکهای ایران بیرون ببرد، تصمیم به انحلال سلسله صفوی و تاسیس یک امپراتوری دیگر با نام افشاریان گرفت. نادر پس از بدست آوردن مناطق پیشین ایران، تصمیم به حمله به مناطق شرقی عثمانی (شرق آناتولی و عراق) گرفت.او در پی این تصمیم به لشکرکشی به آن مناطق روی آورد و توانست پیروزیهای بسیاری بدست آورد و معاهده استانبول (۱۷۳۶) را به عثمانیها تحمیل کند. پس از مدتی از این عهدنامه، حکومت عثمانی در صدد پس گیری مناطق از دست داده در عهدنامه استانبول بود بنابراین حمله به مناطق مذکور را آغاز کرد. از طرفی نادر شاه (میان سالهای ۱۷۴۳-۱۷۴۶) به مناطق مذکور حملهای دوباره برد و همچنین پیشنهاد داد تا این دو مرکز اسلام (ایران به عنوان مرکز شیعه و عثمانی به عنوان مرکز سنی) با یکدیگر آشتی کنند. پس از آن او به عثمانیها فشار آورد که مذهب شیعه را به عنوان مذهب شرعی از اسلام به رسمیت بشناسند.
موارد قرارداد:
این عهدنامه در نزدیکی شهر قزوین به امضا رسید.طرف صفوی مشارکت کننده حسن علی حاجی و طرف عثمانی آن مصطفی نظیف بود. خط مرزی میان دو کشور به همان خط مرزی تعیین شده در عهدنامه قصرشیرین (۱۶۳۹) بازگشت (همان خط مرزی میان ایران و ترکیه امروزی و ایران و عراق امروزی). عثمانی حکومت افشاریان را به عنوان حاکم ایران به رسمیت شناخت. عثمانی پذیرفت که به زائران ایرانی اجازه دهد که به مکه بروند. تبادل کنسولگری برای هر دو کشور اجازه داده شد. هر دو کشور پذیرفتند تا اسیران جنگی خود را مبادله کنند. عثمانی مذهب شیعه را به عنوان مذهب شرعی اسلام پذیرفت.
اینجانب احدی علی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت پیشگیری از جرم دانشگاه امین می باشم.